الغزالي

مقدمه 26

كيمياى سعادت ( فارسى )

نكتهء چشمگير ، در اين حركت زندگى ساز آن است كه غزالى با آنكه با تجارب عرفانى و علمى عميق خود به يارى تعاليم اسلام و علوم اسلامى برخاست ، و دين اسلام را با دريافتى خاص بر اساس تصوفى كه خود شناخته بود از نو معرفى كرد ، با اين همه در هيچ مورد ، بدعتى ننهاد ، و مبتكر علمى كه تازه و بىسابقه باشد نگرديد ، بلكه تنها به اصلاح آن دسته از علوم اسلامى پرداخت كه با گذشت زمان دچار بيمارى و فترت شده بود ، و به درمانگرى كاردان و شايسته نياز داشت . غزالى را در اين مورد مىتوان به باغبانى تشبيه كرد كه درختان بوستان خود را - پس از شادابى و خرمى - خزان رسيده و پژمرده مىيابد . ديدن اين منظره نخست او را مىآزارد و سپس به چاره‌انديشى وامىدارد . سرانجام محل درد را مىشناسد و با مهارت و استادى دست به كار درمان مىشود . ديرى نمىپايد كه بر اثر تيمار داشت صحيح و درمان استادانهء او بار ديگر درختان بوستانش جان مىگيرند ، برگ‌دار مىشوند ، شكوفه مىكنند و ميوه مىدهند ، شكوفه و ميوه‌اى كه نمايشگر آگاهى و استادى باغبان است . اعتراف غزالى - « براى اينكه اسلوب فكر و روش فلسفى غزالى خوب معلوم شود خلاصهء بهترين كتاب خود او - يعنى المنقذ من الضلال - در اين موضوع كه در حدود 51 سالگى يعنى نزديك چهار سال پيش از وفاتش نوشته است ، و آن را در ميان آثار او نظير اعترافات ژان ژاك روسو شمرده‌اند ، به فارسى نقل مىشود . » [ 1 ] غزالى در اين كتاب ، حقايق زندگى و روح عقايد خويش را جزء بجزء بىپروا باز مىنمايد و در هيچ كجا ريا نمىكند و خلاف واقع نشان نمىدهد . موضوع كتاب پرسشهايى است كه از غزالى شده و او به هر يك پاسخى مناسب گفته است كه بدين ترتيب خلاصه مىشود : خلاصهء پرسشهايى كه از امام محمد غزالى شده است : - تو چگونه خويشتن را از پيچ و خمهاى اديان و مذاهب

--> [ 1 ] اين بخش از صفحهء 371 تا 375 « غزالى نامهء » استاد همائى گلچين شده است .